تبليغاتX
مداد سیاه

 مداد سیاه      
  ادبی، داستانی و روایی              

 


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386




نویسندگان
امیر
الهام


پیوندها
می نویسم...
قلم های سرخ
انسان،جنایت و احتمال
در گذر ایام


 

 

  

چه قدر شیرین است آرامش را در میان دانه های تسبیح جستجو کردن ...

  + نوشته شده دردوشنبه هجدهم شهریور 1387  ساعت 13:35  توسط الهام 


 قلم گم شده ام

  

   دلم برای جاقلمی کنده کاری شده ام تنگ است. دلم برای قلم های خوش تراش رنگ نشده تنگ است. دلم برای بوی مرکب و نرمیه لیقه تنگ است. دلم برای صدای روح نواز قلم بر روی کاغذ گلاسه خیلی تنگ است. دلم سخت برای کلاس های استاد علی تنگ است. هراس آن را دارم که قلم با من قهر کرده باشد و مرکب سیاهی وجودش را که از تمامی سفیدی ها پاک تر است از من دریغ کند.
می ترسم قلمم نخواهد به دست من اثری را خلق کند و نگرانم که بعد از این همه سال دوری ، دیگر مرا نشناسد. آن وقت ها فکر می کردم چندسال بعد روی کاغذهایی که خودم نقش و نگار برحاشیه ی آنها کشیده ام ، قلم را می رقصانم اما دریغ که اینک نه تنها تذهیب را فرانگرفته ام بلکه قلمم را هم گم کرده ام...

غمگینم به اندازه ی تمام سرمشق های کلاس های خطاطی ام...

  + نوشته شده درسه شنبه دوازدهم شهریور 1387  ساعت 11:26  توسط الهام